تبليغاتX
Hot Girls


Hot Girls

for girls & boys

به وبلاگ Hot Girls  خوش اومدید

 

| چهارشنبه 28 دی1390| 23:32 | شعلـ ـه

سلام به دوست جون جونیای عزیز که فراموشمون نکردن و در نبود ما این وبلاگ رو تنها نزاشتن

سال نوتون پساپس مبارک! امید واریم که خوب و سرحال باشید!

متاسفانه یا شایدم خوشبختانه واسه بعضیا یه خبرایی واستون آوردیم

من و آتیش دیگه نیستیم و کلا دیگه نمیایم اینجا!

تو این مدتی که تو این دنیای مجازی با هم دیگه رفیق شدیم و همه جمع شدیم اینجا خیلی بهمون خوش گذشت اما بالاخره هر شروعی یه پایانی داره دیگه!

تو رو خدا دلگیر نشید از دستمون شرایط طوری شده که دیگه نمیشه دیگه... حالا بماند دیگه!

اما این وبلاگ رو حذف نمیکنیم میخوایم این وبلاگ رو بفروشیم اونم مجانی!!!


کسایی که دوس دارن نویسنده ی این وبلاگ باشن

تا آخر این هفته فرصت دارن که بیان و اعلام کنن


حالا درمورد شرایطشم بعدا صحبت میکنیم!

دوستان دوستون داریم این آخرین پست ماست!

بدرووووووووود!!!


____________________________________________

فرصت تموم شد یه نویسنده ی جدید محترم واسه این وب پیدا شد!

مدیریت جدید این وب میترا جون!

| دوشنبه 14 فروردین1391| 16:0 | شعلـ ـه

سلام دوست جون جونیای گل!!!

میخوایم یه جشن کوچولو بگیریم

این جشنی که میخوایم بگیریم به مناسبت تولد من و آتیشه!

پیر شدیم رفت!

 

 

هورا هورا هورا ما هورا شدیم!

تولدمون مبارک! ایشالا صد سال زنده باشیم!

اینم کیک تولد بنده :

 

 

 

و اینم کیک تولد آتیش :

 

 

خب خودتون حسابی از خودتون پذیرایی کنید دیگه!!

 

حالا نوبت کادو هاست! زود باشین سریع کادوهامونو بدید!

 

خب همین دیگه کیکاتونو خوردین خودتون مث بچه های خوب  همه چیو مرتب میکنید کادوهاتونو میدید بعد میرید آفرین!!!

مرسی که اومدید تولدمون!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پــ .نــ ۱: ۵ نفر اول و جون جونی میرن اون بالا ولی این دفه نفر اول جایزه مخصوص نداره نرسیدم برم جایزه بخرم!

پــ .نــ ۲: بترکونید دوست جون جونیا لطفا که هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!

پــ .نــ ۳: ادامه مطلب فراموش نشه!

پــ .نــ ۴: بچه ها این آخرین آپ منه امروز شایدم تا آخر هفته باشم و جواباتونو بدم ولی دیگه نیستم این وب قرار بود کارش گروهی و دو نفره باشه اما آتیش دیگه نمیاد و منم دیگه نمیتونم عین خر اینجا حمالی کنم منم زندگی دارم و شاید بهتر باشه تو اولویتام مث آتیش اول چیزای دیگه رو قرار بدم آخر از همه این وبلاگو! تا الانم اگه بازم اومدم فقط به خاطر شما دوست جون جونیای گل خودم بوده! به هر حال من دیگه نمیتونم میرمم که بعضیاتون دیگه نگید تقصیره منه که آتیش نمیاد و من خودمو کردم همه کاره منم از این به بعد کاری ندارم که خیال همتون راحت بشه این وبلاگو هم حذف نمیکنم  چون شاید یه روزی آتیش خانوم دلش خواست و برگشت اگه برگشت خب خدا رو شکر من کاری ندارم اصلا این وب ماله آتیش مبارکش! نمیخوامم این جمع هاتی که تشکیل دادیم بهم بخوره اگه شما واقعا دوست جون جونی هستید یه فکری به حال این وب بکنید و بازم بیاید شاید تابستون برگشتم

دوستون دارم دلم برای همتون تنگ میشه بابای!


ادامـ ه مطلبــــــ
| دوشنبه 8 اسفند1390| 15:0 | شعلـ ـه

سلام به دوست جون جونیا

حالتون که خوفه؟!!!

ما هم خوفیم!

اول از همه میخواستم از طرف آتیش یه معذرت خواهی قلمبه کنم که این مدت نبود و من دق داد و شما هم همش صداتون درومد و بعضیاتون ما رو از تو لینکاتون پاک کردین و ایول به اون دوست جون جونیای با مرام که ما رو فراموش نکردن و بازم اومدن پیشمون

قرارم هست دوستا رو دو دسته کنیم وبلاگ دوستان و دوست جون جونیای شعله و آتیش

ایشالا در اسرع وقت به این مورد هم میپردازیم واسه دوست جون جونی شدن هنوزم فرصت دارید

خب اول از همه میخوایم بریم سراغ قولی که به آقایون محترم داده بودم

طفلکیا گناه دارن دیگه کلی گریه زاری کردن که چرا درمورد ما نوشتی و خواهش تمنا که درمورد دخترا هم بنویس و ما هم فقط خواستیم دلشونو نشکنیم خانومای گل ناراحت نشید

 

زن مثل ویروس میمونه اگه وارد زندگیت بشه :

۱- جیباتو search میکنه.

۲-پول و موبایلتو و ... scan

3-خوشیاتو cancel

4-آخرش هم مخت هنگ میکنه !!!

 

حالا بزارین این آقایونم دو دیقه فک کنن خودشون خوبن!

 

خب اینم جالبه ببینیدش :

 

 

 

 

 

 

خب حالا اینم مطلب اصلی که عنوانش هست تفاوت زمین خوردن دختر و پسر:

پسر در حال دویدن

زااااارت (صدای زمین خوردن)

رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ،

پاشو گمشو (شپلخخخخخ "صدای پسگردنی")

یک رهگذر: پسر جون حالت خوبه؟ چیزی مصرف کردی؟

یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دس پا چلفتی خنگ

... ...


(دختر در حال راه رفتن)

دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)

رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی فدات شم الهی بمیرم چی شدی تو یهو وااااااااااای

یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟

یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتون بدین به من! من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!!

 

خب راستی دوستای گل امرور روز ولنتاین هستش

به همتون تبریک میگم!!!

به مناسبت این روز واستون یه هدیه خوشگل گذاشتم تو ادامه مطلب البته رمز داره هر کی رمزشو خواست بهش بگه میدم البته شایدم به همه ندما!

دوستون داریم خیلی زیاد!

با نظراتتون بترکونینا!

در ضمن نفر اول جایزه مخصوص داره!

۵ نفر اول هم لینکشون میره اون بالا!

ممنون بای فعلا!


ادامـ ه مطلبــــــ
| سه شنبه 25 بهمن1390| 15:0 | شعلـ ـه

سلام به دوستای عزیز

ببخشید اگه یه مدت جوابتونو ندادیم و کم کار شدیم

امتحانات شروع شده و ماهم سخت مشغول درس خوندنیم

بالاخره یه وقتی جور کردم اومدم نت تا آپ کنم براتون

امید وارم دوست داشته باشید

 

لطفا ناراحت نشید آقایون محترم فقط واسه خندس...

چرا خدا مردها را آفرید؟

1. هدف خاصی نبود

2. گِل اضافه مونده بود

3. نسخه آزمایشی بود

4. اصلا کار خدا نبود

 


چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد؟...

1. از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند

2. مگه ما روی زمین مرد هم داریم

3. وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد

4. حالا چه عجله ایه؟

 

اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟

1. چیز خاصی نمی آفرید

2. پیراشکی

3. خروس دریایی

4. فضای خالی

 

اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟

1. مگه قراره اتفاقی بیافته

2. خارشتر کویر لوت که آفت نداره

3. اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد

4. یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر

 

چه وقت مردها عاشق می شوند؟

1. چه وقت مردها عاشق نمی شوند!

2. هر وقت مامانشون بگه

3. چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند

4. یک روز از همین روزا !

 

مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟

1. در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند

2. جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه .(قانون 4 نیوتن)

3. بستگی تام و تمام به میزان تستسترون دارد.

4. رابطه مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم دارد.

 

مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟

1. هر شب

2. هر وقت که خدا بخواد

3. هر وقت تستسترون بگه

4. سیکل خاصی ندارند

 

مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟

1. اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن!

2. تمام تلاششون رو می کنن که بتونن 1 کاری بکنن!

3. به مامانشون می گن که 1 کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن!

4. می رن کلاس آمادگی جسمانی!!

 

وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن؟

1. چیزی نمی گن چون وقت عمله

2. وقت نمی کنن چیزی بگن

3. اولش چیزی برا گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه

4. در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ کس نمی فهمه که اونا چی می گن

 

مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن؟

1. با دست

2. با تور

3. با چنگول

4. با زبون


معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟

1. هر که پیش آمد خوش آمد

2. به روش جستجوی ترتیبی در لیست سیاه

3. ده بیست سی چهل

4. به قول مادر بزرگ پسر، دختر مثل پارچه می مونه هر روز 1 مدل بهترش میاد، وامیستن بهترش بیاد

 

چند بار گفتید واقعاً،واقعاً !! خیلی به مردها خندیدید!


پس نتیجه اینكه :

خدا مردها را آفرید كه گاهی خانمها را بخندانند و اغلب اوقات آنها را حرص بدهند !

| شنبه 17 دی1390| 10:59 | شعلـ ـه

هيچ می دونين اگه كلمه ى "دست" اختراع نشده بود و به جاش از

كلمه ى "چيز" استفاده می كرديم روزانه چه جمله هايی می شنيديم؟


توی كتاب علوم می نوشتند: چيز خيلی مفيد است! با چيز می توان اجسام را بلند كرد!

بعضی از چيزها مو دارند و برخی ديگر بی مو هستند! ولی كف چيز مو ندارد! هيچوقت چيز

خودرا توی سوراخ نكنيد! چون ممكن است جانوران نوك چيزتان را گاز بگيرند! هميشه قبل از

غذا چيز خود را با آب و صابون بشوييد! هيچوقت با چيز كثيف غذا نخوريد! .....


خانمها هميشه دوست دارند به چيز خود لاك و كرم بمالند! اين عمل براى محافظت از چيز

خوب است! آدم وقتی سردش می شود چيزش را روی بخاری يا زير بغل می گيرد!


در كتاب تاريخ می نوشتند: اردشير دراز چيز به هندوستان لشكر كشی كرد و چيز اجانب را

كوتاه نمود! .....


مردم توی كوچه و بازار می گفتند: لامصب چيز ما نمك نداره! به هر كسی خوبی كرديم

جوابش بدی بود! از قديم می گفتند با هر چيز بدی با همون چيز پس می گيری! .....


پدری به پسرش درس ادب می داد: پسرم هيچوقت پيش مردم چيزتو دراز نكن! .....


توی بيمارستانها آدمهايی رو می ديديم كه چيزشون توی تصادف قطع شده و مجبور بودند تا

آخر عمر از چيز مصنوعی استفاده كنند! .....


دزدهای مسلح موقع زدن بانك می گفتند: چيزها بالا! چيزهاتون رو بذارين پشت سرتون! اگه

كسی چيزش به زنگ خطر بخوره چيزشو می شكنيم! و رييس بانك به پليس می گفت:

چيزم به دامنتون! دزدها رو بگيرين! و پليسها هم چيز از پا درازتر از ماموريت بر می گشتند! .......

هر روز در اخبار می شنيديم كه: اينبار چيز استكبار جهانی از آستين فلانی بيرون آمده!



و پسر جوانی در دفترچه ى خاطراتش می نوشت: اون روز من با دختر خانمی آشنا شدم...

او چيزش رو دراز كرد و من چيزش رو گرفتم و كمی فشار دادم! چه چيز گرم و لطيفی

داشت!

از خجالت چيزش خيس شد! و دوستی ما از همون روز شروع شد! ديروز بازم اونو توی

اتوبوس ديدم... چيزم رو به ميله گرفتم و رفتم جلو! از ديدن من خوشحال شد و گرم صحبت

شديم... اتوبوس خيلی تند می رفت و من برای اينكه اون نيفته چيزم رو گذاشتم پشتش! از

اين كار من خوشش اومد و تشكر كرد... اون دو ايستگاه بعد پياده شد و من چيزم رو براش

تكون دادم! امروز هم توی كافه تريا قرار داشتيم... رفتيم و سر يه ميز نشستيم... فضای

اونجا خيلی تيره و تار بود... من چيزمو گذاشتم روی چيزش و گفتم: چقدر چيز شما كوچيك و

نرمه! اون هم گفت: چيز شما بزرگ و داغه! بعد از نوشيدن قهوه بيرون اومديم... چيزامون

توی چيز همديگه توی خيابون راه می رفتيم و مردم هم ما رو نگاه می كردند! اونو به خونه

شون رسوندم و دوباره چيزمو گرفت و من هم چيزشو فشار دادم! ازش دور شدم و از دور

چیزمو واسش تکون دادم... هوا خيلی سرد بود... چيزم داشت يخ ميزد! برای همين چيزمو

گذاشتم توی جيبم!


بقیشم دیگه خودتون دریابید.........................

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


یلدای همگی مبارککککککککککک!!!!!!!شب یلدای خوبی داشته

باشید..............خوش بگذره


بای تا های



| سه شنبه 29 آذر1390| 22:26 | شعلـ ـه

- سلام دختر گلم. بابایی ام گوشی رو بده به مامانی

- سلام بابا نمیتونم!

- چرا؟

- چون با عمو حسن رفتن تو اتاق خواب طبقه بالا

در رو هم رو خودشون بستن!

سکوت...


- بابایی ما که عمو حسن نداریم!


- چرا داریم. الان پیش مامانه.


- ببین عزیزم. اینکاری که میگم بکن

برو بزن به در و بگو بابا اومده خونه!


- چشم بابا


چند دقیقه بعد...


- بابا جون گفتم.


- خوب چی شد؟


- هیچی. همینکه گفتم یهو صدای جیغ مامانم اومد

بعد با عجله از اطاق اومد بیرون

همینطور که از پله ها میدوید هول شد

پاش سر خورد با کله اومد پایین

نمیدونم چرا تکون نمیخوره دیگه !!؟


- خوب عمو حسن چی؟


- عمو حسن از پنجره پرید توی استخر

ولی پریروز آب استخر رو خودت خالی کرده بودی

یک صدای بامزه ای داد نگو!

هنوز همونطور خوابیده!


استخر؟ کدوم استخر؟

ببینم مگه شماره ی ****۰۹۳۵ نیست؟


نه!


ببخشین مثل اینکه اشتباه گرفتم!!!

| یکشنبه 27 آذر1390| 15:3 | شعلـ ـه

  سلام دوستان خوبید؟

ببخشید یه مدت اینترنتم قطع شده بود و

نمیتونستم آپ کنم یا به وباتون سربزنم.

از شعله جونم ممنون که تو این مدت دوبرابر زحمت کشیده.              


خب دیگه بریم سراغ پست جدید:


يه شب خانم خونه اصلا به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش

نميشه! صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور

شده خونه يكي از دوستاي صميميش (مونث) بمونه. شوهر بر

ميداره به 20 تا از صميمي ترين دوستاي زنش زنگ ميزنه ولي

هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن!


يه شب آقاي خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتي مياد به زنش

ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكي از دوستاي صميميش

(مذكر) بمونه. خانم خونه بر ميداره به 20 تا از صميمي ترين

دوستاي شوهرش زنگ ميزنه. 10 تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام

شب رو خونه اونا مونده!! 10 تاي ديگه حتي ميگن كه آقا هنوزم

خونه اونا پيش اوناست !!

| پنجشنبه 24 آذر1390| 20:6 | شعلـ ـه

  یک روز زن و شوهری در ساحل مشغول توپ بازی بودند

که زن ضربه ای محکم به توپ میزنه

و توپ مستقیم میره به سمت شیشه های خونه ای که در اون نزدیکی بوده

و ...تَََق ! شیشه میشکنه

مرد عصبانی نگاهی به زن میکنه و میگه ببین چکارکردی؟

حالا باید هم معذرت خواهی کنیم هم خسارتشون رو جبران کنیم

دو تایی راه می افتن طرف خونه

به نظر نمی آمده که کسی توی خونه باشه

یک کم بیرون خونه رو ورانداز میکنن و بعد مرد در میزنه!

یک صدایی میگه بیان تو !

اول زن و بعد شوهرش وارد میشن

و مردی رو میبینند که با شورت روی زمین نشسته

شوهر توضیح میده که همسر من اشتباها توپ رو به این سمت انداخت

ما اومدیم که عذر خواهی کنیم و خسارتتون رو پرداخت کنیم

مرد لخت سری تکون میده و میگه عیبی نداره

من غول چراغ جادو هستم

توپ به شیشه ای که من توش حبس بودم خورد و اون رو شکست

و من آزاد شدم

من میتونم 3 تا آرزو رو بر آورده کنم.

پس هر کدومتون یک آرزو بکنین و آرزوی سوم هم سهم خودم.

اول به شوهر میگه که آرزو کنه

مردکمی فکر میکنه

و میگه من میخوام تا پایان عمر ماهی 1.5 ملیون دلار حقوق بگیرم

غول میگه برای محبتی که در حق من کردی کمه

تو از الان تا آخر عمرت یک کار شاد و دوست داشتنی با بهترین بیمه و مزایا و در بهترین دفتر ها با حقوق حداقل ماهی 1.5 ملیون دلار خواهی داشت.

بعد به زن میگه تو چی میخوای؟

زن میگه من میخوام که در تمام کشورهای دیدنی دنیا یک خونه برای خودم داشته باشم

غول میگه: این برای محبتی که تو در حق من کردی کمه

تو از الان در تمام کشورهای توریستی و زیبای دنیا ویلایی بزرگ با بهترین امکانات تفریحی و خدمه آموزش دیده خواهی داشت

و بعد نفس عمیقی میکشه و میگه حالا نوبت منه

و رو به مرد میگه: من آرزو دارم امروز بعد از ظهر رو با همسر تو بگذرونم

زن و شوهر به هم نگاه میکنند

زن با بی تفاوتی به شوهرش میگه من برام مهم نیست

هرچی تو بگی

میدونی که فقط توو بغل تو به من خوش میگذره

مرد هم از ترس اینکه نکنه اون همه امکانات و پول از دستش بره

با اینکه قلبا راضی نبوده، میگه عزیزم من به تو اطمینان دارم

و بعد آروم تر میگه فقط نگذار خیلی بهش خوش بگذره

بالاخره زن و غول به طبقه بالا میرن. ...

بعد از 3 ساعت در حالیکه هر دو خسته بودند،

غول از زن میپرسه از خودت و شوهرت بگو

زن میگه که شوهرم مدیر تجاری یک شرکت و من هم حسابدار یک فروشگاه بزرگ هستم
غول میپرسه درس هم خوندین؟

زن با افتخار میگه بله. هر دوی ما در رشتمون مدرک مستر داریم

غول میپرسه چند سالتونه؟

زن میگه هردوی ما 35 ساله هستیم

غول با تعجب میگه: هر دوتون 35 ساله اید.

مستر دارین و اون وقت باور میکنین که غول چراغ جادو وجود داره؟!!

متاسفم براتون

| سه شنبه 22 آذر1390| 15:52 | شعلـ ـه

  زن نصف شب از خواب بیدار شد

و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت.

شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود

و به دیوار زل زده بود

و در فکری عمیق فرو رفته بود

و اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد

و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد ...

در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد

پرسید: چی‌ شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟!

شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت

و گفت: هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته...؟!

زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود

چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت : آره یادمه...

شوهرش ادامه داد : یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد؟!

زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می نشست

گفت : آره یادمه، انگار دیروز بود!

مرد بغضش را قورت داد

و ادامه داد : یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت

و گفت: یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری ؟!

زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و...!

مرد نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد

و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می شدم !

| شنبه 12 آذر1390| 12:6 | شعلـ ـه

 مردها ۴ دسته هستند:

۱٫zz = زن ذلیل

۲٫zh = زن هلاک

۳٫zsh = زن شهید

۴٫zzz = زر میزنن که زن ذلیل نیستن !
  شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

www.2hot-girls.blogfa.com

| یکشنبه 6 آذر1390| 14:8 | شعلـ ـه

 عزیزم!


میتوانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم.


اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی

خیال کنی بیشتر از من می فهمی!


اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با

دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود!



اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به

این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی

ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!



اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به

تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر

منتظر شب عروسیمان بوده ای!



اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که

سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا "به هرکجا که

روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم

را پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟!



اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر

برایم عزیزی!



و بالاخره...


اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من

ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از

رنگ و ریای مادیات است.

| جمعه 27 آبان1390| 10:0 | شعلـ ـه

 سالگرد ازدواج

زن :عزیزم امیدوارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟

روز زن

زن : عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه.
مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم آشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)

روز مرد

زن: وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.
مرد: حالا اشکال نداره عزیزم سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی می یاد)

40 روز بعد از تولد بچه

زن:وای مامانی٬ بازم گرسنه هستی  (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی؟)
مرد با دهان پر: نه عزیزم ندیدم , راستی عزیزم شیر خشک چرا اینقدر خوشمزه است؟

40 سال بعد

زن: عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم.
مرد: یعنی دیگه کیک نخوریم؟

2 ثانیه قبل از مرگ

زن: عزیزم همیشه دوستت داشتم.
مرد: گشنمه.

وصیت نامه

زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم ونثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!
مرد:شب هفتم قرمه سبزی بدید.


اون دنیا

زن خطاب به فرشته ی مسئول: خواهش می کنم ما را از هم جدانکنید , نه نه عزیزم , خدایا به خاطر من...
(((و سرانجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت )))
مرد: خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن؟

| شنبه 21 آبان1390| 15:42 | شعلـ ـه

 پیشخدمت: چه میل دارید؟ آب میوه؟ سودا؟ شکلات؟ مایلو (شیر شکلات)؟ یا قهوه؟”

شما: لطفا یک چای”

پیشخدمت: “چای سیلان؟ چای گیاهی؟ چای بوش؟ چای بوش و عسل؟ چای سرد یا چای سبز؟”

شما: “سیلان لطفا”

پیشخدمت: “چه جور میل دارید؟ با شیر یا بدون شیر؟”

شما: “با شیر لطفا”

پیشخدمت: “شیر؟ پودر شیر یا شیر غلیظ شده؟”

شما: “شیر لطفا”

پیشخدمت: “شیر بز، شیر شتر یا شیر گاو؟”

شما: “لطفا شیر گاو.”

پیشخدمت: “شیر گاوهای مناطق قطبی یا شیر گاوهای آفریقایی؟”

شما: “فکر کنم چای بدون شیر بخورم.”

پیشخدمت: “با شیرین کننده میل دارید یا با شکر یا با عسل؟”

شما: با شکر.”

پیشخدمت: “شکر چغندر قند یا شکر نیشکر؟”

شما: “با شکر نیشکر لطفا”

پیشخدمت: “شکر سفید، قهوه ای یا زرد؟”

شما: “لطفا چای را فراموش کنید فقط یک لیوان آب به من بدهید”

پیشخدمت: “آب معدنی یا آب بدون گاز؟”

شما: “آب معدنی”

پیشخدمت:” طعم دار یا بدون طعم؟”

شما:” گمشو می خوام از تشنگی بمیرم”

| جمعه 20 آبان1390| 0:34 | شعلـ ـه

  سلام

این وبلاگ تازه تاسیس شده

ما میخوایم این وبلاگ خیلی باحال بشه

ونظرات شماست که این وبلاگ رو میسازه

پس هم اکنون به نظرات خوشمل شما نیازمندیم

بای فعلا

| پنجشنبه 19 آبان1390| 15:33 | شعلـ ـه